تبليغاتX
پستچی همیشه دوبار زنگ می زند - مخملباف؛ يك پديده، يك الگو!
مخملباف در كنار فليني؟!-عكس از وب‌سايت خانه فيلم مخملبافنمي‌توانم نبوغ محسن مخملباف را تحسين نكنم، هيچكس نمي‌تواند فرصت طلبی هنرمندانه اين مرد را باور و تحسين نكند!
زندگي‌اش را مرور كنيد؛ چه كسي جز او مي‌تواند از استعاذه و دو چشم بي‌سو و توبه نصوح و بايكوت به نوبت عاشقي و شب‌هاي زاينده رود و ... و سكس و فلسفه برسد؟ چه كسي جز او مي‌تواند وقتي احساس مي‌كند شمع اقبال دنيا به فيلم‌هايش رو به خاموشي است، دوربين بدهد دست زن و بچه‌هايش و «خانواده مخملباف» بسازد؟ چه كسي جز او مي‌تواند خودش را از يك فيلمساز به ناجی ملت مظلوم افغانستان تبدیل کند؟ چه کسی جز او می‌تواند مانيفست ضد طالبانيسم بنويسد و در قالب مقاله و كتاب به خورد خلق‌الله بدهد؟ چه كسي جز او مي‌تواند با افتخار از بي‌وطني حرف بزند و به جهان‌وطني افتخار كند؟ چه كسي جز او مي‌تواند فيمنامه در باب سانسور بنويسد و پس از رد شدن توسط اداره سانسور، در روزنامه پر تيراژ کشور چاپ كند؟ چه كسي جز او مي‌تواند «خانه فيلم»ش را تعطيل كند و به خارج از مرزها مهاجرت كند و همچنان تهيه‌كننده فيلم‌هاي ديگران باقي بماند؟...
و عاقبت اين كه چه كسي جز او مي‌تواند جايزه‌ افتخاري‌اش را به اكبر گنجي تقديم كند؟
دوره سينماي مخملباف مدتهاست كه تمام شده؛ نه تماشاگران ايراني و نه جشنواره‌هاي درجه يك ديگر فيلم‌هايش را نمي‌پذيرند. اما دوره خودش و موج‌سواري‌ها و فرصت‌طلبي‌هايش به اين زودي‌ها به پايان نمي‌رسد. او يك پديده است، يك الگو!
نمي‌توانم نبوغ محسن مخملباف را تحسين نكنم، هيچكس نمي‌تواند...
+ نوشته شده در  85/05/01ساعت 19:27  توسط علی مصلح  |