تبليغاتX
پستچی همیشه دوبار زنگ می زند - بازی بزرگان
حساسیت وبلاگ نویسان ایرانی به حمله احمقانه اسرائیل به لبنان هرچند تحسین برانگیز، اما با عرض معذرت بیهوده است.
ماجرای اسرائیل و فلسطین و لبنان مصداق بارز «بازی بزرگان» است. این بازی بعد از جنگ جهانی دوم آغاز شد، یک نیمه قرن را گذراند و حالا که دهه اول هزاره سوم هم از نیمه گذشته، همچنان ادامه دارد.
بازیگران این بازی، از هر قشری باشند، با هر ملیتی و به هر نامی خوانده شوند، مطمئنم جماعت نویسنده در میان‌شان جایی ندارد. بیایید صادق باشیم. ما که از ادوارد سعیدِ فقید، بزرگ‌تر و مشهورتر نیستیم. اگر هم در ذهن‌مان خود را چریک‌های بالقوه از دست رفته بدانیم، از عرفات مرحوم چریک‌تر نیستیم. آیا آنها در این بازی برنده شدند؟ برد به کنار، توانستند تاثیر قابل توجهی بگذارند؟ پس چرا بی‌خود و بی‌جهت گلوی‌مان را جر دهیم و وبلاگ‌های‌مان را سیاه کنیم؟
رضا شکراللهی و خسرو نقیبی در وبلاگ‌های‌شان مطالب احساسی تاثیرگذاری نوشته‌اند. این کنش‌مندی جای تقدیر دارد. اما این دوستان عزیز و بلاگرهای دیگر امیدوارند کدام‌یک از بازیگران این «بازی بزرگان» مطالب‌شان را بخوانند و متاثر شوند؟ آنها که می‌خوانند، اغلب با این گفتارها هم‌رای‌اند و هم‌نظر. اما چه سود که مدام نظرهای‌مان را برای هم تکرار کنیم و تایید؟
آیا با این نوشتن‌ها اسرائیل از نژادپرستی رو برمی‌گرداند؟ آیا «آن مردک ابله تگزاسی» و هموطنان جمهوری‌خواه و دموکراتش دست از حمایت از اسرائیل برمی‌دارند؟ آیا ایران و سوریه حمایت از حزب‌الله و حماس را متوقف می‌کنند؟ آیا «تبلیغات ایدئولوژیک از سوی رسانه‌های رسمی ایران در مورد فلسطین و اسرائیل» بند می‌آید؟ آیا خون مردم بی‌گناه غزه و اریحا و بیروت و حیفا به زمین نمی‌ریزد؟
دوستان! ما به کدام امید باید بنویسیم؟ به کدام باور فریاد صلح و آرامش سر دهیم؟ چه کسانی صدای ما را می‌شنوند؟ اصلا هست یاری‌کننده‌ای که یاری کند ما را، و این جهان پر از کینه و نفرت و خون را؟
+ نوشته شده در  85/04/24ساعت 22:52  توسط علی مصلح  |