تبليغاتX
پستچی همیشه دوبار زنگ می زند - این روزها...
دوستان و همکاران و آشنایان و... مستقیم و غیرمستقیم می‌گویند تلخ و پرخاشگر شده‌ام، بخصوص اینجا. نفی نمی‌کنم. برای کسی که همیشه به گوشت‌تلخی و دیرجوشی متهم بوده، این چیزهایی که می‌بینید این روزها اینجا نوشته می‌شود، خیلی هم سیاه نیست!
اصلا چه دلیلی برای امیدوارانه و گل‌وبلبلی نوشتن هست؟ اینجا که شعبه 40چراغ نیست که شادی و شنگولی قلابی به خورد خلق‌الله بدهد. اینجا -مثلا- وبلاگ شخصی است. باید حال و هوای شخصی نویسنده‌اش را داشته باشد. حال و هوای شخصی نویسنده گوربه‌گور شده‌اش هم این روزها حسابی گه مرغی است. البته ناشکری نمی‌کنم. سرم به اندازه کافی شلوغ است و بعد از توقیف روزنامه به اندازه کافی کار برای انجام دادن دارم که اگر باز در دقیقه نود به همه‌چیز گند نخورد، می‌تواند نتایج خوبی داشته باشد. اما حالم زیاد خوب نیست. روبه‌راه نیستم. به قولی «ریپ» می‌زنم. چرایش را نمی‌دانم و اصلا دنبالش هم نیستم که بدانم... فقط می‌دانم تنها نیستم و خیلی‌ها بی‌دلیل و بادلیل اینجوری هستند. من هم یکی از آنها...
+ نوشته شده در  85/04/24ساعت 10:23  توسط علی مصلح