تبليغاتX
پستچی همیشه دوبار زنگ می زند - مرثیه ای بر یک جشنواره!
کامران شیردلایرنا بالاخره شلیک تیر خلاص را اعلام کرد...
از حدود دو هفته پیش خبر داشتم که زیرپای کامران شیردل خالی شده، اما یک چیزی می گفت نه، هنوز امید هست. مذاکره هایی در جریان بود، اما نتیجه نداد و حالا دیگر باید فاتحه جشنواره سینمای مستند کیش را که از پارسال بین المللی هم شده بود، خواند.
آنهایی که در جریان سینمای مستند ایران هستند، می دانند این جشنواره برای فیلمسازان چه معنا و جایگاهی داشت. آنها هم که نمی دانند - هرچند دیر شده - بدانند که جشنواره کیش تنها جشنواره تخصصی سینمای مستند ایران بود که خیلی از مستندسازان نه تنها آرزو داشتند فیلم شان در این رویداد نمایش داده شود، بلکه فیلم های شان را برایش کنار می گذاشتند. به نوعی مثل جایگاهی که جشنواره فجر تا چند سال پیش داشت. بی رودربایستی، این جایگاه مدیون پیگیری های کامران شیردل بود که ذره ذره از اعتبار و انرژی و حساسیت های خودش خرج کرد تا این رویداد نوپا جای خودش را باز کند.
امسال ظاهرا قرار بوده مستندهایی از ۳۶ کشور در کیش حضور داشته باشند. تعدادی از آنها موفقیت های بین المللی زیادی داشتند یا در رویدادهای معتبری شرکت کرده بودند، اما تا همین حالا ۱۵ تای شان که از ماجراها خبردار شده اند، انصراف داده اند و این شانس از فیلمسازان و مخاطبان جشنواره گرفته شد.
البته این اتفاق زیاد هم دور از ذهن نبود. از صبح چهارم تیر می شد حدس زد چنین اتفاق هایی می افتد. شخصا اول فکر می کردم جشنواره کیش اصلا برگزار نشود. البته برگزار شدنش در شرایط فعلی زیاد هم مهم نیست. نام اعضای هیات برگزاری را که بخوانید، متوجه می شوید در خوشبینانه ترین حالت به حال و روز جشنواره فیلم کوتاه تهران می افتد. یک رویداد دولتی که دیگر رنگ و بوی سینمای مستقل نمی دهد و احتمالا از همین حالا می شود نام بعضی فیلمسازان سوگلی و سفارش شده را حدس زد و آنها را بالای صحنه اهدای جوایز در حالی که از آقای X و Y تعریف و تمجید می کنند تصور کرد.
البته این گلایه را هم از کامران شیردل باید کرد که چرا فکر استقلال جشنواره کیش از موسسه توسعه سیاحتی کیش را جدی دنبال نکرد. می دانم که مسئولان بالاتر در شورای عالی مناطق آزاد دوست داشتند این جشنواره مستقل شود و حتی گام های اول را هم برداشتند. اما همه چیز آنقدر سریع اتفاق افتاد که وقت نشد.
آقای شیردل عزیز! ما هم مثل شما دلمان برای آن روزها و شب های کیش تنگ می شود. می دانیم که جشنواره کیش را مثل بچه های تان دوست داشتید و برایش زحمت کشیدید. می دانیم که به خاطرش فیلمسازی را کنار گذاشتید. شاهد بودم که یک هفته پس از پایان دوره ششم کار برای دوره هفتم را شروع کردید، شیوه ای ما هرسال گلوی مان را باید پاره کنیم تا مدیران جشنواره های عریض و طویل دولتی اجرا کنند اما درعوض نادیده اش می گیرند.
اما مطمئن باشید آسمان همیشه این رنگی نمی ماند...
+ نوشته شده در  84/09/04ساعت 19:2  توسط علی مصلح  |