
1- این کلاسیکترین فینال جام جهانی است؛ ایتالیا-فرانسه. تنها رقیب برای چنین بازیای میتوانست آرژانتین-برزیل باشد که نیست. اهمیتی هم ندارد که دوستانمان تماشای چنین بازی کلاسیکی را تحریم کنند. چیزی از ارزش و جاودانگیاش کم نمیشود.
2- اگر آرژانتین را استثنا کنیم، اصلا فوتبال و جام جهانی یعنی اروپا. به کارنامه آسیا، آفریقا و آمریکای مرکزی و جنوبی در این جام نگاه کنید تا منظورم را بفهمید.
3- جامهای جهانی که در اروپا برگزار شدهاند خیلی بیشتر شبیه جام بودهاند. اوجش جام چهاردهم بود و حالا با جام هجدهم یک اوج مرتفعتر داریم.
4- ایتالیا دقمرگ میکند، اشک درمیآورد، سکته میدهد... تا ببرد یا ببازد، تا صعود کند یا حذف کند، تا قهرمان شود یا به نایب قهرمانی قناعت کند. نمونهها: 1994: ایتالیا-نروژ، ایتالیا-نیجریه، ایتالیا-برزیل. 1996: آن حذف غمانگیز بهخاطر قانون احمقانه یوفا. 1998: ایتالیا-فرانسه. 2000: ایتالیا-فرانسه. 2002: ایتالیا-کره جنوبی. 2004: ایتالیا-بلغارستان و تبانی رذیلانه سوئد و دانمارک.
5- «دراماتیک» بهترین تعبیری است که میشود با آن بازی ایتالیا را توضیح داد. برای تمام عشاق سینما و فوتبال که میکوشند میان این دو حیطه ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم پیدا کنند، ایتالیا و نوع بازیاش خود جنس است. این درام گاهی «پایان خوش» دارد و گاهی با فاجعه تمام میشود.
6- با چماق «بازی دفاعی» ایتالیا را کوبیدن هیچ دلیلی جز حسادت ندارد. خوب دفاع کردن در رگ و ریشه ایتالیاست. نستا نباشد، ماتراتزی هست. اصلا افراد اهمیت ندارند. این به معنای واقعی یک «سیستم» است که تیمهای دیگر هرگز به آن نمیرسند. پس لطفا شانتاژ نکنید.
7- هواداری از ایتالیا به سروصدا و شلوغکاری نیاز ندارد. یک روند همیشگی و ثابت است که با یکی دو شکست یا پیروزی تغییر نمیکند. همیشه هست و خواهد بود.
8- عشق به ایتالیا معادل است با نفرت از برزیل. آبی و زرد هرگز با هم نمیخوانند. هیچ دلیل دیگری هم نمیخواهد!
9- عشق به ایتالیا معادل است با دوست داشتن آرژانتین. هردو آبیاند؛ رنگ جاودانه فوتبال. هردو احساساتیاند. هردو همیشه تراژدی را در کمین خود میبینند و... بیخود نیست که آرژانتینیهای کالچو اینقدر زیادند و اینقدر موفق. آیا مارادونای آرژانتین را میشود بدون مارادونای ناپل تصور کرد؟ یا باتیستوتای آرژانتین را بدون باتیستوتای فیورنتینا؟ یا زانتی آرژانتین را بدون زانتی اینتر؟ یا ... بیشتر آرژانتینیها موفقترین دوران فوتبالشان را در باشگاههای ایتالیایی گذراندهاند. ولی محض رضای خدا، آرژانتینی موفق در لیگ آلمان سراغ دارید؟! اصلا آرژانتین و آلمان با هم میخوانند؟
10- بیصبرانه منتظر فینال کلاسیک برلین هستیم. قرار است انتقام 1998 و 2000 را از خروسها بگیریم، حتی اگر آنها زیدان داشته باشند.
+
نوشته شده در
85/04/16ساعت 1:18 توسط علی مصلح
|