
صد رحمت به مردها... این پلیس های زن، انصاف و رحم و مروت را یکسره قورت دادهاند و بعد بالا آوردهاند توی صورت زنها و دخترهای مردم، در قالب باتوم و اسپری فلفل و چک و لگد...
عکس روبرو را ببینید. سر باتوم زن پلیس سبزپوش توی شکم زنی است که می تواند جای مادرش باشد.
بی انصافها! این ها که از اسرائیل نیامده اند. افرادی هستند که توی خانه بغلی، یک خیابان بالاتر یا فوقش چند کیلومتر آنورتر زندگی میکنند، زیر سقفی به نام «ایران». اینها جای خواهر و مادر شما هستند. شماها خواهر و مادر ندارید؟
من با فمینیست بازی از اساس مشکل دارم، اما عکسهای ماجرای میدان هفت تیر را که دیدم، عرق شرم از بندبندم جاری شد. این زنها و دخترها آمده بودند بعضی خواستههایشان را آرام اعلام کنند. فوقش اگر نمیخواستید تجمعی شکل بگیرد، با خونسردی ردشان میکردید می رفتند.
حمله با باتوم و اسپری فلفل به عدهای آدم بیدفاع در کجای قاموس دین و اعتقاد شماست؟ اصلا استفاده از اسپری توسط پلیس دیگر چه صیغهای است؟ مگر با عدهای متجاوز و خِفتگیر طرف بودید که اسپری توی صورتشان پاشیدید؟ این اسپریها را باید زن و بچه مردم در جیب و کیفشان بگذارند که وقتی شماها نیستید، از خودشان دفاع کنند؛ در روز روشن و شب تاریک، توی کوچه و خیابانهای «امن»!
چشم مردم ایران واقعا روشن...
+
نوشته شده در
85/03/23ساعت 3:39 توسط علی مصلح
|