تبليغاتX
پستچی همیشه دوبار زنگ می زند - پایان یک دوران
عکس از آرش عاشوری نیا، فوتوبلاگ کسوفاکبر گنجی دیشب بعد از شش سال آزاد شد. عکس های بعد از آزادی اش را ببینید. خدایا! این همان گنجی است؟ یعنی این قدر ارزش داشت؟ آدم در می ماند. بعد از این چه می شود؟
او نماد یک دوران است. بخصوص برای نسل ما روزنامه نویس هایی که از نیمه دوم دهه هفتاد کارمان را آغاز کردیم. عکس هایش را که دیدم٬ چیزی درونم فرو ریخت. اشکم نیامد البته، که مدتهاست کمتر عامل بیرونی می تواند این چشمه خشکیده را زنده کند. اما این چهره تکیده و پرمو به صراحت پایان یک دوران را اعلام می کند؛ دوران طلایی روزنامه نگاری بعد از دوم خرداد را. گفتم «دوم خرداد». از این که این عبارت دو کلمه ای را می نویسم، حالم بد می شود. ولی مجبورم.
احساس بازی خوردن دارم. گنجی یک استثنا بود و هست و خواهد بود. اما همه ما -باور کنید همه ما- بریده ایم. شک کرده ایم. مانده ایم. فرو رفته ایم. مرور خاطرات این شش ساله که گنجی در زندان بود و ندید، دردناک است. خوش به حالش که نبود و ندید. امیدوارم بعد از این را اینجا، این بیرون بماند و ببیند و ما را درک کند.

تکمله:
ظاهرا فعلا به خاطر سال نو به گنجی مرخصی داده اند و زمان قطعی آزادی او دهم فروردین ۸۵ است. امیدوارم اتفاقی نیفتد که او را به زندان برگردانند.
- ديدار جمعي از روزنامه‌نگاران و فعالان سياسي با اكبر گنجي
- عکس های بیشتر - ایسنا
+ نوشته شده در  84/12/27ساعت 14:57  توسط علی مصلح  |