تبليغاتX
پستچی همیشه دوبار زنگ می زند - این روش ها جواب نمی دهد...
این که یک بار دیگر به خانم ها اجازه ورود به استادیوم آزادی را ندادند٬ قابل پیش بینی بود. خانم ها به قانون اساسی استناد می کردند٬ غافل از این که اصول مهمی از قانون اساسی عملا نادیده گرفته می شود. پس چرا این یکی باید اجرا شود؟!
به نظرم حتی اگر این حرکت را یک اعتراض نمادین به محدودیت علیه زنان تلقی کنیم هم سودی عاید کسی نمی شود. مگر از این جور حرکات نمادین کم داشته ایم؟ از طرف دیگر٬ چقدر نهادهای واسط مدنی در جامعه ایرانی وجود دارد که بتواند این جور اعتراض ها را توسعه دهد تا مردم هم کمی برای تحقق اهداف حساس شوند؟ ظاهرا این وظیفه را در غیاب نهادهای موصوف وبلاگ ها برعهده گرفته اند. حالا این سوال پیش می آید که چند درصد مردم وبلاگ می خوانند؟ روزنامه های پنجشنبه که مخاطب بیشتری داشتند٬ عملا از کنار این موضوع گذشتند. برای آنها چگونگی بازی علی دایی و انتقاد به شیوه های برانکو مهم تر از این حرف هاست. تازه مگر مجموع تعداد خواننده های روزنامه ها چقدر است؟ فکر می کنید برای لگدپراکنی سرهنگ نیروی انتظامی به یک دختر خواهان ورود به استادیوم آزادی کسی ککش می گزد؟ بخش قابل توجهی از مردم ما همان ها هستند که با وعده پرداخت ۵۰ هزار تومان در ماه و آوردن نفت پای سفره های شان می توان رای شان را خرید. برای این مردم حضور داشتن یا نداشتن زنان در ورزشگاه ها چقدر اهمیت دارد؟ باید به جواب این سوال فکر کنیم. چون اگر این مردم نخواهند زن ها هم وارد استادیوم ها شوند٬ هیچوقت هیچ گونه حرکتی به سرانجام نمی رسد.
مایوس کننده است٬ اما به هر حال این هم یک روی سکه است. زنان ایرانی حق دارند به استادیوم های فوتبال بروند و کنار مردها تیم موردعلاقه شان را تشویق کنند٬ اما با عرض معذرت با این روش ها نمی شود. آنها که این حق طبیعی را از زن ها دریغ می کنند٬ اساسا برای شان اصل موضوع اهمیتی ندارد!
+ نوشته شده در  84/12/12ساعت 0:49  توسط علی مصلح  |