
در
سین سیتی جای خیر و شر عوض شده است. پلیسها و سناتورها و كشیشها نمایندگان شر هستند و درعوض، فاحشهها و آدمكشهای روانی و فراری نمایندگان خیر. دو پلیس درستكار در كل فیلم وجود دارند كه هر دو كلكشان كنده میشود. این یعنی خیر در جبهه شر جایی ندارد.
در اين دنیای سرشار از گناه، فاحشهها از همه صاحب اصولتر هستند. آنها در شهر قدیمی (نمادی از اصالت؟) زندگی میكنند، مستقل هستند و به كسی باج نمیدهند، قوانین مشخصی دارند و در برابر تجاوز ایستادگی میكنند.
این دنیای دِفُرمه و مغشوش ظاهرا فقط بر اساس «تخیل» فرانك میلر و رابرت رودریگز خلق شده است. اما بیایید كمی صادق باشیم و دور و برمان را نگاه كنیم. فرقی هم نمیكند كجاییم. واقعا در این دنیای «واقعی» نمایندگان خیر و شر همانها هستند كه باید باشند؟ دروغ و ریا و حرص و هوس و دروغ و... - خلاصه كثافت- به همه جا نپاشیده؟ مرزهای سیاهی و سپیدی همچنان پابرجاست؟ جای چیزی عوض نشده؟
صادق باشیم و ببینیم كدام دنيا تحملناپذيرتر است؛ تخيل يا واقعيت؟
+
نوشته شده در
87/01/28ساعت 13:0 توسط علی مصلح
|