تبليغاتX
پستچی همیشه دوبار زنگ می زند - «هارور» رئالیستی
شهر کوچکی در آلاسکا: آخرین روز روشن در حال تمام شدن است و همه زندگی عادی خود را می‌گذرانند. عده ای در تدارک رفتن هستند. چون فردا که بیاید، 30 روز تاریک در پیش است. 30 روز که شب است در واقع. با آغاز تاریکی، خون‌آشام‌های مرموز به شهر حمله می‌کنند و اهالی شهر را قتل عام می‌کنند...
30 روز تاریک ساخته دیوید اسلید فیلم فوق‌العاده‌ای نیست. اما در میان فیلم‌های هارور پرشمار هالیوودی یک نمونه قابل تحمل است. مهم‌ترین ویژگی فیلم واقع‌گرایی آن است که تماشاگر را تکان می‌دهد. گاهی حس تماشای یک فیلم مستند دست می‌دهد، بدون آن که از نمایش مستقیم خشونت و دوربین روی دست و تدوین به سبک ام‌تی‌وی خبری باشد. روابط، کنش‌ها و واکنش‌ها و حتی نحوه تصویر کردن خون‌آشام‌ها واقعی به نظر می‌رسد. برای آنها تاریخچه‌ای بافته نمی‌شود و تا انتهای فیلم مشخص نیست آنها دقیقا کیستند و از کجا آمده‌اند. فقط به دنبال قلمرویی برای زندگی هستند و به زبانی ناشناخته حرف می‌زنند.
فیلم در قیاس با نمونه‌های مشابه، صحنه‌های خون و خونریزی چندانی ندارد و با فاصله اتفاق‌های خونین را نمایش می‌دهد. بهترین سکانس فیلم یک هلی شات دیدنی است که از بالا قتل عام ساکنان شهر به دست خون‌آشام‌ها را به نمایش می‌گذارد. رد خون آدم‌ها روی زمین پوشیده از برف بیش از نماهای نزدیک تاثیر می‌گذارد.
30 روز تاریک به جز جاش هارتنت بازیگر خیلی مشهور دیگری هم ندارد و شاید به همین دلیل است که بازی او بهتر دیده می‌شود. واکنش‌های او در مقام کلانتر شهر خیلی واقعی است و همان حس رئالیستی فیلم را تشدید می‌کند. او اصلا در قالب یک قهرمان تصویر نشده، حداقل تا پایان فیلم. یک پلیس عادی است که به اندازه بقیه می‌ترسد و شکنجه روحی می‌شود. بخصوص چهره ترسیده او در چند بخش از فیلم، حس هراس را عالی منتقل می‌کند.
فیلم به عنوان یک هارور گیشه پسند پایان تلخی دارد. کلانتر در پایان فیلم، درحالی‌که به جز خودش تنها پنج نفر دیگر از ساکنان شهر زنده مانده‌اند، خودش را فدا می‌کند؛ خون آلوده به خود تزریق می‌کند تا در مدت کوتاهی که به تبدیلش مانده، بتواند با رهبر خون‌آشام‌ها مقابله کند. وقتی موفق می‌شود و او را می‌کشد، 30 روز تاریک به پایان رسیده و خون‌آشام‌ها شهر را ترک می‌کنند. در نمای پایانی او در آغوش همسرش – که می‌خواسته او را ترک کند – در کنار یک دره منتظر طلوع آفتاب نشسته است. آخرین بوسه، و می‌سوزد و خاکستر می‌شود.

+ نوشته شده در  86/10/22ساعت 5:27  توسط علی مصلح  |