جشن سينماي ايران -به شكل اخص- و مجموعه سينماي ايران - به شكل اعم- به يك سيرك دِمُده درجه دو تبديل شده كه عدهاي روي صحنه به همديگر ميپرند و به هم پشت پا و پسگردني ميزنند و دماغ هم را ميكشند و... از اين دست، عدهاي هم آن بالا نشستهاند؛ تازهكارها به هيجان ميآيند و ميخندند و قديميها از بيحوصلگي خميازه ميكشند.
اين سيرك قديمي سالها است به راه افتاده و همچنان به كار خود ادامه ميدهد، بازيگرانش هر چندسال يك بار عوض ميشوند، اما مناسبات همان است و مبناي دعواهاي روي صحنه همان؛ همانقدر كليشهاي، قابل پيشبيني و مبتذل. بيچاره ما كه مجبوريم از اين بالا بنشينيم و اين وقايع را رصد كنيم و از همه بدتر صفحات كاغذي و مجازيمان را با گزارش همين مزخرفات سياه كنيم تا شكم صاحب مرده سير شود. كي در اين سيرك را گِل ميگيرند كه خيال همه راحت شود و ما هم برويم دنبال يك شغل آبرومند؟
توضيح: اين پُست تقديم ميشود به
حسين نوروزي.
+
نوشته شده در
86/05/27ساعت 18:8 توسط علی مصلح
|