تبليغاتX
پستچی همیشه دوبار زنگ می زند - پای‌تان را بردارید!
هی می‌خواهم بی‌خیال باشم، نادیده بگیرم، بزنم به کوچه علی چپ، غر نزنم... نمی‌شود. بعضی گاف‌ها بد روی مغز آدم می‌رود و کرم لامصب نمی‌خوابد تا آدم برای چند تا مخاطب فرضی هم که شده درد دل کند.
از این که در این مملکت هر کسی با هر تخصص مربوط یا نامربوط به خودش حق می‌دهد پا در کفش دیگران کند، متنفرم. یکی از این کفش‌ها «ژورنالیسم» است. بسیاری از سیاسیون که مطمئنا در این زمینه «هر» را از «بر» تشخیص نمی‌دهند، به یمن آشفته بازار مطبوعاتی ده سال گذشته امر برشان مشتبه شد که روزنامه نگار شده‌اند (اخیرا یکی از آنها که قبل از دوم خرداد 76 یک راستگرای افراطی بود و بعد از آن، به سوپر اصلاح طلب تبدیل شد، شعر هم می‌گوید!) و اخیرا دوستان جوان «هنرمند» جو کار ژورنالیستی گرفتدشان.
نفس قضیه البته اشکالی ندارد، به شرطی که با کمی شناخت و بینش و مطالعه و پشتکار همراه باشد، نه بر اساس رفیق بازی و رابطه با چند روزنامه نگار. همکاران روزنامه نگار هم البته بر اساس حسن نیت و دلسوزی و رعایت حرمت رفاقت رفتار می‌کنند. اما خب، طبیعتا وقتی شناخت و بینشی در کار نباشد، حاصل همین است که می‌بینیم؛ از معتبرترین رویداد سینمای جهان «گزارش اختصاصی» می‌آید و منتشر می‌شود، در حالی که «هنرمند جوان» Fortnight را با Four night اشتباه می‌گیرد و بخش Directors' Fortnight جشنواره کن را در گزارش «اختصاصی» خود می‌نویسد: «چهار شب کارگردانان»!
حتی اگر فرض را بر این بگیریم که زبان انگلیسی هنرمند مورد نظر زیاد خوب نیست - که این برای ما ایرانی‌ها اصلا چیز عجیبی نیست - نشان می‌دهد ژورنالیست تازه کار ما که اتفاقا سینماگر هم هست و باید سر و کارش با مطبوعات سینمایی باشد، در عمرش ترکیب «پانزده روز کارگردانان» را در این نشریات نخوانده یا حداقل این ور و آن‌ ور نشنیده است. آیا کسی تا این حد بی بهره از اطلاعات اولیه٬ باید برای یک نشریه عمومی مطلب بنویسد؟ هنرمند است؟ خب باشد٬ چه ربطی دارد؟
دوستان! به خدا عده‌ای هستند که این خط خطی‌های ما را می‌خوانند. اسم این عده، «مخاطب» است. قرار است با خواندن٬ به معلومات‌شان اضافه شود، نه این که به بی‌راهه بروند و اطلاعات نادرست در حافظه‌شان ثبت شود. این، شاید مته به خشخاش گذاشتن به نظر برسد، اما به خدا این طور نیست. ما فقط برای امروز نمی‌نویسیم و منتشر نمی‌کنیم. چیزی با عنوان «آرشیو» وجود دارد که - مثلا - «تاریخ» را می‌سازد. چند سال دیگر به این خط خطی‌های منتشر شده ارجاع داده می‌شود. این گاف‌ها که تعدادشان روز به روز بیشتر می‌شود، آینده را خراب می‌کنند.
اما به جز این حرف‌ها، اخیرا دارم به این فکر می‌کنم که خبرنگاران و روزنامه نویس‌ها آن‌قدر در این سال‌ها از این حرفه نردبان ساختند و خودشان را به آغوش سیاست و کار هنری و... انداختند که حالا سیاستمداران و هنرمندان و... دارند تلافی می‌کنند. آقایان و خانم‌ها! همکاران ما اشتباه کردند که پا در کفش شما کردند. لطفا شما اشتباه نکنید و پای‌تان را از روی پای ما بردارید!

+ نوشته شده در  86/03/03ساعت 2:20  توسط علی مصلح  |