تبليغاتX
پستچی همیشه دوبار زنگ می زند - اسكار منطقي

اگر جايزه بهترين بازيگر نقش اول مرد را فاكتور بگيريم، نتايج اسكار 2007 احتمالا يكي از منطقي‌ترين، قابل پيش‌بيني‌ترين و البته عادلانه‌ترين گزينش‌هاي اين سال‌هاي آكادمي است.
ديگر هيچ بهانه‌اي براي اسكار نگرفتن اسكورسيزي نبود و به نظرم مرحوم نسبت به هوانورد گزينه بهتري براي تقدير شدن است. بر خلاف آنچه به نظر مي‌رسد، فيلم جديد اسكورسيزي از آن نمونه‌هاي سهل و ممتنع است كه كمتر كسي از عهده درآوردنش برمي‌آمد.
باورپذير جلوه دادن اين ميزان توطئه و نقش بازي كردن شخصيت‌ها و گره‌گشايي پاياني به شكلي كه همزمان تماشاگر را ميخكوب و قانع كند، ارزش سه اسكار بهترين كارگرداني، فيلم و فيلمنامه اقتباسي را داشت.
در مورد بابل هم كه به نظرم در حد 21 گرم شاهكار است و حتي در لحظه‌هايي نفس‌گيرتر از آب درآمده٬ نمي‌شد انتظار جايزه اصلي داشت. همين كه جزو نامزدها بود و آكادمي محافظه‌كار اخيرا وجود چنين فيلم‌هايي را به رسميت شناخته، كافي است. قدم به قدم.
فقط من نمي‌دانم لئونارد دي‌كاپريو ديگر بايد چه جوري بازي كند كه اسكار بگيرد؟! نامزد شدن او براي الماس خونين (و نه براي مرحوم) يك انتخاب دشوار ولي كاملا درست بود. پسر خوشگل چشم آبي هاليوود در اين فيلم ادوارد زوئيك غوغاست. آشكارا بزرگ شده و اين بلوغ همزمان در «حضور» و «بازي»اش ديده مي‌شود. بازي در نقش يك سرباز سابق كه حالا قاچاقچي الماس در غرب آفريقاست و در عين حال به اصول انساني وفادار، خيلي «خاص» در آمده. آن هم در يك فيلم معمولي استاندارد هاليوودي. البته مطمئنم فارست ويتاكر در آخرين پادشاه اسكاتلند هم خوب بوده، اما اسكار نگرفتن دي‌كاپريو به خاطر الماس خونين خيلي نامردي بود!
انتخاب مستند پر سروصداي يك حقيقت ناخوشايند كه در آن ال گور به عنوان راوي حضور دارد هم يكي ديگر از اتفاق‌هاي قابل پيش‌بيني اسكار 2007 بود. همان‌طور كه معلوم بود هلن ميرن براي ملكه جايزه را مي‌برد و آكادمي يك بار ديگر علاقه‌اش به ايفاگران نقش‌هاي تاريخي را به رخ مي‌كشد.
به هرحال اسكار 2007 در مجموع براي من نااميد كننده نبود. پارسال هم خوب بود و حالا كه فكر مي‌كنم، مي‌بينم دو سال پشت سر هم فيلم‌هاي محبوب من (تصادف و مرحوم) اسكار بهترين فيلم مي‌گيرند. پس زنده باد اسكار!

+ نوشته شده در  85/12/07ساعت 12:14  توسط علی مصلح  |