
تماشای
راه رفتن روی آب به عنوان یک فیلم محصول اسرائیل با زمینه فرامتنی موجود در خاورمیانه این روزها جالب بود. فیلم را ایتان فاکس کارگردانی کرده. تا آنجا که دیدم، او متولد آمریکاست و در دو سالگی همراه با خانوادهاش به اسرائیل مهاجرت کرده. فیلمش هم کم و بیش دیدگاه رسمی اسرائیلی را مطرح میکند که فلسطینیها یک مشت تروریست آشغال عوضیاند که مدام خودشان را بین مردم بیگناه اسرائیل منفجر میکنند و ...
با این حال مثل
مونیخ اسپیلبرگ، قهرمان راه رفتن روی آب یک مامور مخفی موساد است که در راه انجام وظیفه دچار تردید میشود. اگر در
مونیخ، این تردید رنگ و بوی سیاسی و اعتقادی دارد، مشکل ایال قهرمان این فیلم، شخصی و درونی است. فیلم با صحنه ترور یک عضو حماس مقابل چشمان همسر و پسر خردسالش در ترکیه آغاز میشود. ایال در کمال خونسردی با سرنگ سمی ماموریتش را انجام میدهد و وقتی به خانه برمیگردد، همسرش خودکشی کرده است.
اما ماموریت بعدی او که داستان اصلی فیلم است، ربطی به فلسطینیها ندارد. او باید یک نازی بازمانده از جنگ جهانی دوم را از طریق خانوادهاش پیدا کند و فیلم به دلیل تمرکز بر دیدگاههای متقابل شهروندان اسرائیلی و آلمانی جالب است. بخصوص برای ما که نمیدانیم چرا در اروپا -و بخصوص آلمان- اظهار نظر درباره هولوکاست تا این حد حساسیت دارد.
از طرف دیگر عمق کینه حقارتبار اسرائیلیها نسبت به این اتفاق را نشان میدهد. رئیس ایال از او میخواهد یک پیرمرد رو به مرگ را بکشد و وقتی ایال میگوید او نیمه مرده است، جواب میدهد: ولی هنوز نمرده! قبل از خدا، ما باید این کار را انجام دهیم (نقل به مضمون). آنها کلی هزینه میکنند تا کسی را که شاید در هولوکاست نقش داشته از بین ببرند و انتقام تاریخیشان را بگیرند، به همین سادگی.
راه رفتن روی آب میخواهد این پیام را منتقل کند که گذشته را باید فراموش کرد و با صلح و دوستی در کنار هم زیست. البته این پیام با پایانبندی باسمهای فیلم کمی لوث میشود، اما بههرحال نشان دهنده وجود این دیدگاه در اسرائیل است.
دیدن این فیلم در روزهای جنگ لبنان تا حدی به درک سیاستهای خشن و غیر انسانی حکومت اسرائیل کمک میکند.
+
نوشته شده در
85/05/19ساعت 4:50 توسط علی مصلح
|