تبليغاتX
پستچی همیشه دوبار زنگ می زند - شرق و سیلی کیهان!
نتیجه جدال میان شرق و کیهان بر سر نحوه انعکاس وقایع جنگ لبنان از ابتدا مشخص بود. مدیران روشنفکر تحریریه شرق و اسپانسرهای بانفوذ آن وقتی یک سیلی آبدار از کیهان خوردند، تازه فهمیدند که دنیا دست کیست و اگر پیش از آن از موضع کم و بیش دگراندیشانه با ماجرا برخورد می‌کردند، بلافاصله تغییر موضع داده و همان رویه‌ای را در پیش گرفتند که قبلا منتقدش بودند.
شیوه گزینش اخبار و انتخاب تیترهای شرق درباره جنگ لبنان پس از گوشمالی حسابی کیهان تقریبا با صداوسیما تفاوتی ندارد؛ یک روند تکراری و خسته‌کننده از سر وظیفه و بدون خلاقیت و صداقت. اگر روزهای اول، خبرنگار اعزامی شرق به لبنان گزارش‌های توصیفی -و نه خبری- خوبی از مناطق جنگ زده ارسال می‌کرد و همین، وجه تمایز شرق با دیگر مطبوعات بود، حالا دیگر از آن هم خبری نیست و مطالب شرق بر اساس اخبار خبرگزاری‌ها و به باسمه‌ای ترین شکل ممکن تنظیم می‌شود.
شرق حتی مثل کیهان هم عمل نمی‌کند؛ کیهان کارش را خوب بلد است، چه ما دوست داشته باشیم و چه نه. همه چیز را دراماتیک می‌کند. در این مورد هم تیترهای حسابی می‌زند، دروازه‌بانی خبر می‌کند و تحلیل‌های همسو با جهت‌گیری کلانش منتشر می‌کند. در یک کلام پشت مطالبش یک موضع و اعتقاد واحد را می‌توان ردیابی کرد. کیهان در ژانر خودش بسیار حرفه‌ای است. ممکن است منِ نوعی ادبیات و موضعش را دوست نداشته باشم، اما نمی‌توانم حرفه‌ای گری‌اش را تحسین نکنم.
در عوض شرق این روزها هیچ چیزش به هیچ چیزش نمی‌آید. امروز سرمقاله‌اش را به مرگ اکبر محمدی اختصاص داده و تیتر اولش را «حمایت اعراب از حزب الله لبنان» انتخاب کرده. این ریاکاری محض است، حاصل اضطراب و ترس پس از سیلی کیهان است. همان سیلی که تهدید افشاگری درباره منابع مالی شرق چاشنی‌اش بود و نشان می‌داد اگر شرق عقب‌نشینی نکند، آن افشاگری مانند یک «اردنگ» فرود می‌آید. به همین دلیل جهت‌گیری ژورنالیستی شرق پس از تهدید کیهان به شدت جعلی و ناشیانه شده. در همین شماره امروز، عکس صفحه اول احمدی‌نژاد را در کنار نخست وزیر مالزی نشان می‌دهد. من نفهمیدم تیتر «حمایت اعراب از حزب الله لبنان» چه ربطی به این عکس دارد. احمدی نژاد عرب است یا نخست وزیر مالزی؟! سردبیری شرق ظاهرا تمرکزش را هم از دست داده است.
جنگ لبنان یک بار دیگر موضع ناپایدار سیاسی شرق را یادآوری کرد. یاد انتخابات سال پیش افتادم. در آن روزهای منتهی به دور اول انتخابات، شرق بدجوری سرش به پایش پیچیده بود. نمی‌دانست از هاشمی حمایت کند، معین را بالا بیاورد یا کروبی را به خورد مردم دهد... بخش قابل توجهی از مخاطبان مستقیم و غیرمستقیم این روزنامه کسانی بودند که انتخابات را تحریم کردند. شرق به دلیل همین عدم ثبات در مواضع سیاسی گردانندگانش نتوانست از تاثیرگذاری‌اش سود ببرد و این بخش از مخاطبانش را برای شرکت در انتخابات قانع کند. حالا به جواب این سوال فکر کنید: کسانی که برای شرکت در انتخابات امسال میل و رغبت ندارند، در آن روزها وقتی یاد تیترهای این روزهای شرق بیفتند و صداقت را در جریان سیاسی که شرق به آن منسوب است بسنجند، چه تصمیمی می‌گیرند؟

مرتبط:
در نبودِ حق مؤلف – يک اعتراض مدنی
+ نوشته شده در  85/05/14ساعت 2:36  توسط علی مصلح  |