از دوستان سينماگري كه به داوري در بخش مسابقه سينماي ايران جشنواره فجر بيست و پنجم اعتراض داشتند، بعيد بود. اين ميزان اعتراض كه با صريحترين ادبيات ممكن طي دو سه روز آخر جشنواره -پس از معرفي نامزدها- ابراز شد، نشان ميدهد كاركردهاي جشنواره فيلم فجر پس از ربع قرن براي برخي دوستان هنوز ناشناخته است.
عجيب است كه هنوز صورت مساله اشتباه خوانده ميشود. اساسا قرار نيست جشنواره فجر عادل باشد. اين يك رويداد رسميِ دولتي است كه سالي يك بار برپا ميشود و در آن برگزار كنندگان جشنواره، نمونه آثاري را كه با سليقه و سياستهايشان هماهنگ است، معرفي ميكنند. بقيهاش از نوع شعار است و نمايش و حاشيه. جشنواره دولتي فجر نميتواند همه را راضي نگه دارد. هر سال عدهاي قرباني ميشوند و معترض، عدهاي هم كامياب ميشوند و راضي. اين، معمولا ارتباط چنداني به شايستگي ندارد.
جشنواره فجر همين است كه هميشه بوده و همين ميماند. با اعتراض شفاهي و كتبي هم درست نميشود. حتي اگر حرف حقي در ميان باشد از اين نوع كه دبير جشنواره چند روز مانده به جشنواره در وبسايت رسمي بنياد سينمايي فارابي اعلام ميكند مستندهاي بلند جداگانه داوري ميشوند و از پيشنهاد هيات انتخاب ميگويد و پز دموكرات منشانه ميگيرد كه «ما موافقت كرديم». اما به راحتي آب خوردن مستندهاي بلند به شكل «دَرهم» در ميان مستندهاي كوتاه و نيمهبلند قضاوت ميشوند.
دوستان مستندساز! چرا اعتراض ميكنيد؟ حتما پاي مصلحتهايي در ميان بوده. چرا غر ميزنيد؟ اين است جشنواره فجر. وقتي فيلمهايتان را ارائه ميدهيد، بايد بدانيد كه اين جشنواره 25 سال است همين طور برگزار ميشود.
دوستان فيلمساز! چرا فكر كرديد اگر فيلم ارزشي و مرتبط با دفاع مقدس بسازيد، تحويلتان ميگيرند؟ چرا شعارها را باور كرديد كه وقتي تحويلتان نگرفتند، آشفته شويد؟ اگر شما «ارزشي» هستيد، «ارزشيتر» از شما هم هست. مقدار و ميزانش را هم شما تشخيص نميدهيد. از چه ناراحتيد؟ از اين كه آن فيلم يك هفتهاي مراحل فنياش طي شد و آمد و در 12 رشته نامزد شد و جايزه بهترين فيلم را هم گرفت؟ اين است جشنواره فجر. مگر نديديد هيات داوري جايزه بهترين فيلم را «علیرغم وجود برخی شتابزدگیها» اهدا كرد؟ بايد واضحتر از اين ميگفتند؟
دوستان فيلمنامهنويس! چرا از معرفي تنها دو فيلمنامه به عنوان نامزد روي ترش ميكنيد؟ مگر نميدانيد؟ قرار است اقتباس از آثار «فاخر» ادبي به عنوان آخرين نسخه فوري مسئولان سينمايي، فيلمنامهنويسي كشور را نجات دهد. برويد اقتباس كنيد. آن وقت ميبينيد كه در جشنواره فجر بيست و ششم چطور تحويلتان ميگيرند. فقط يادتان نرود كه منبع اقتباستان بايد خيلي فاخر باشد. «من قاتل پسرتان هستم» اصلا فاخر نيست ها! هدايت شويد.
دوستان منتقد و روزنامهنگار! چرا غر ميزنيد؟ شما ديگر چرا؟ خسته نشديد؟ اين همه قلم به تخم چشمهاي مبارك زديد، چيزي تغيير كرد؟ شما كه خوب ميدانيد. بايد اينطور باشد كه ما غر بزنيم و دو قران گيرمان بيايد. شما چرا جدي ميگيريد؟ ميخواهيد ما را از نان خوردن بياندازيد؟!
وودي آلن:
- سكس مثل بازي بريج (ورق) است. اگر زوج خوبي نداشته باشي، بايد دست خوبي داشته باشي.
- سكس فشار را كم ميكند. عشق باعث فشار ميشود.
جرج برنز:
- سكس يكي از نُه دليل براي تناسخ است. هشت دليل ديگر اهميت ندارند.
رابين ويليامز:
- اوه بله، طلاق. به زبان لاتين يعني بريدن اندام تناسلي يك مرد از وسط كيف پولش.
بيلي كريستال:
- زنها براي سكس به دليل احتياج دارند، مردها فقط به مكان.
سنت اگوستين:
- خدايا به من عفت و خويشتنداري عطا كن... ولي نه حالا.
تام كلنسي:
- معتقدم سكس يكي از زيباترين، طبيعيترين و بيخطرترين چيزهايي است كه با پول ميشود خريد.
رابرت دنيرو:
- بر اساس يك تحقيق جديد، زنها ميگويند كه از برهنه شدن در برابر مردها بيشتر از برهنه شدن در مقابل زنهاي ديگر احساس راحتي ميكنند. آنها ميگويند زنها خيلي سختگيرند، در حاليكه مردها فقط سپاسگذارند.
شارون استون:
- زنها شايد بتوانند اُرگاسم را جعل كنند، اما مردها ميتوانند تمام رابطه را جعل كنند.
توضيح: لطفا نگوييد كه ازخواندن مطلب خجالت كشيدهايد يا ناراحت شدهايد. اين كلمهها رويه پنهان ما را نشانه رفتهاند. همان كه مدام سعي ميكنيم به شيوههاي مختلف بپوشانيمش و بعد يك جاهايي بدجوري خودش را نشان ميدهد. به هرحال واقعي است و ازلي و ابدي.