واقعا عذری نیست جز بی حوصلگی. وقتی به تاریخ پُست قبلی نگاه می کنم٬ مال یک ماه پیش است. واقعا عمر چقدر زود می گذرد. عمری که امیدوارم زودتر تمام شود و خلاص...
چهارشنبه سوری که از همان یک ماه پیش گفته بودم درباره اش می نویسم٬

حالا اکران شده و با وجود تبلیغات اندک و آن سردر افتضاح (شاهکار جدید «هدایت فیلم» پخش کننده اش) فروش خیلی خوبی داشته. حوصله ندارم خیلی درباره اش بنویسم٬ فقط چند نکته حاشیه ای و فرامتنی...
۱- اصغر فرهادی در فیلم توانسته به خانواده ایرانی نزدیک شود٬ خانواده ای از طبقه متوسط که ماها طبقه متوسطی ها بخصوص خوب می فهمیم این کار چقدر سخت است. اصولا ملودرام ساختن کار سهل و ممتنعی است که در ایران بیشتر ممتنع بوده.
۲- موضوع فیلم «خیانت» است. یکی از دستمایه های ازلی و ابدی درام که تا دنیا دنیاست٬ استفاده می شود و ما مخاطبان را حسابی سرشوق می آورد. اصولا معتقدم در وجود تک تک ما آدم ها٬ آن پساپشت ها٬ یک خائن بالفطره خوابیده که هر آن می خواهد وجود ما را لبریز از لذت غیر قابل وصف خیانت کند. اما خب٬ خیلی ها هرچند خائن درون شان شناگر ماهری است٬ تا آخر عمر آبی پیدا نمی کنند! فرهادی به شکل منصفانه ای به این دستمایه نزدیک شده و خیانت فیلمش خیلی «ایرونی» است. اگر باور نمی کنید٬ از آقایان بپرسید!
۳- در سینمای رسانه ها وقتی نمایش فیلم تمام شد و به محل کارمان برگشتیم٬ یکی از دوستان که به همراه دوست دیگری فیلم را دیده بود٬ گفت که به اتفاق آن دوست ثالث بعد از نمایش تا یک ربع روی شان نمی شده توی صورت هم نگاه کنند!
۴- دوست دیگری که در اکران عمومی فیلم را برای بار دوم و به اجبار (حتما حدس می زنید به اجبار چه کسی!) دیده بود٬ گفت در لحظه ای که زن آرایشگر در ماشین را باز کرد و داخل ماشین مرد بی وفا نشست٬ اغلب آقایان متاهل به سمت صندلی بغلی شان برگشتند (حتما حدس می زنید روی آن صندلی چه کسی نشسته بود!) و توضیح دادند که این فیلم است و واقعیت ندارد.
۵- در سال های اخیر جز
بوتیک و
نفس عمیق فیلمی نتوانسته بود تا این حد واقعی به نظر برسد. در فضاسازی٬ شخصیت پردازی٬ روابط و موقعیت ها. ضمنا آن دو فیلم دستمایه شان «خانواده» نبود و کار فرهادی به مراتب سخت تر بوده. می دانید که... این کلمه هفت حرفی در کشور ما کُلی مدعی العموم دارد.
واقعا یک فیلم چه چیز دیگری باید داشته باشد که ما ایرانی های «نَدید بَدید» برویم ببینیمش و خوش مان بیاید؟
+
نوشته شده در
84/12/05ساعت 14:33 توسط علی مصلح
|